پنجشنبه احتمالا روز اول ماه رمضان است

ادامه مطلب


فار التّنّور
تا آن که فرمان ما رسید و از تنور، آب جوشید،گفتیم: ...اهلت را بر آن کشتی سوار کن.
و او (به اهلش) گفت: سوار شوید بر آن که به نام خداست روان شدنش و لنگر انداختنش.
و گفته شد: ای زمین! آب را فرو بر! و ای آسمان! دست بدار از باریدن!
پس آب خشک شد و امر تمام شد و کشتی بر جودی نشست.
چه فرقی می کند فارالتّنّور چشمه چشمهای دخترکی یتیم توی غزه باشد یا پسرکی پابرهنه در افغانستان یا آهِ زنهای بیوه توی عراق؟

تاجری پسرش را برای آموختن « راز خوشبختی » به نزد خردمندترین انسانها فرستاد پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه می رفت تا اینکه بالاخره به قصری زیبا برفراز کوهی رسید . مرد خردمندی که او در جستجویش بودآنجا زندگی می کرد بجای اینکه با یک مرد مقدس روبرو شود وارد تالاری شد که جنب و جوش بسیاری در آن به چشم می خورد .فروشندگان وارد و خارج می شدند .مردم در گوشه ای گفتگو می کردند .
ارکستر کوچکی موسیقی لطیفی می نواخت و روی یک میز انواع و اقسام خوراکیهای لذیذ آن منطقه چیده شده شده بود .خردمند با این و آن در گفتگو بود و جوان ناچار شد دو ساعت صبر کند تا نوبتش فرا رسد خردمند با دقت به سخنان مرد جوان که دلیل ملاقاتش را توضیح می داد گوش کرد اما به او گفت که فعلا وقت ندارد که « راز خوشبختی» را برایش فاش کند .