تبليغاتX
ساز پسرک

ساز پسرک

پنجشنبه احتمالا روز اول ماه رمضان است

امسال، حدود 120 گروه رصدي براي رصد هلال ماه رمضان اقدام مي‌كنند/60 گروه براي استهلال تلسكوپ دارند/ كارشناسان معتقدند مشخصات ماه براي ديده شدن در روز سه‌شنبه بسيار كم و ضعيف است/ برخي كشورها دقت كافي در استهلال ندارند
عضو ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبري با استناد به نظرات كارشناسي گروه هاي استهلال، مي‌گويد به احتمال زياد روز پنجشنبه اول ماه رمضان است. او مي‌گويد شهروندان از اينكه در برخي از كشورها ماه رمضان زودتر از ايران اعلام مي شود نگران نباشند و مطمئن باشند كه استهلال در ايران با دقت كافي انجام مي شود. موحد نژاد اضافه كرد متاسفانه ما اطلاع داريم كه در برخي از كشورها افرادي كه تجربه كافي ندارند در زمينه رويت ماه اقدام مي‌كنند و در ديدن ماه دچار تعجيل و توهم مي‌شوند و گزارش‌هايي كه مي‌دهند از دقت كافي برخوردار نيست.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شانزدهم مرداد 1389ساعت 9:51 قبل از ظهر  توسط حمید رضا  | 

چشمه چشم‌های دخترکی یتیم

فار التّنّور

تا آن که فرمان ما رسید و از تنور، آب جوشید،گفتیم: ...اهلت را بر آن کشتی سوار کن.

و او (به اهلش) گفت: سوار شوید بر آن که به نام خداست روان شدنش و لنگر انداختنش.

و گفته شد: ای زمین!‌ آب را فرو بر! و ای آسمان! دست بدار از باریدن!

پس آب خشک شد و امر تمام شد و کشتی بر جودی نشست.

چه فرقی می کند فارالتّنّور چشمه چشم‌های دخترکی یتیم توی غزه باشد یا پسرکی پابرهنه در افغانستان یا آهِ زن‌های‌ بیوه توی عراق؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوازدهم مرداد 1389ساعت 10:14 بعد از ظهر  توسط حمید رضا  | 

سیاوش قمیشی به نام بی تو

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یازدهم مرداد 1389ساعت 1:30 بعد از ظهر  توسط حمید رضا  | 

ولايت حضرت مهدي (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد

ولايت حضرت مهدي (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجم مرداد 1389ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط حمید رضا  | 

راز خوشبختی

تاجری پسرش را برای آموختن « راز خوشبختی » به نزد خردمندترین انسانها فرستاد پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه می رفت تا اینکه بالاخره به قصری زیبا برفراز کوهی رسید . مرد خردمندی که او در جستجویش بودآنجا زندگی می کرد بجای اینکه با یک مرد مقدس روبرو شود وارد تالاری شد که جنب و جوش بسیاری در آن به چشم می خورد .فروشندگان وارد و خارج می شدند .مردم در گوشه ای گفتگو می کردند .

ارکستر کوچکی موسیقی لطیفی می نواخت و روی یک میز انواع و اقسام خوراکیهای لذیذ آن منطقه چیده شده شده بود .خردمند با این و آن در گفتگو بود و جوان ناچار شد دو ساعت صبر کند تا نوبتش فرا رسد خردمند با دقت به سخنان مرد جوان که دلیل ملاقاتش را توضیح می داد گوش کرد اما به او گفت که فعلا وقت ندارد که « راز خوشبختی» را برایش فاش کند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارم مرداد 1389ساعت 3:41 بعد از ظهر  توسط حمید رضا  |